عمارت قصه¬گو

عمارت قصه¬گو

تاریخ ارسال : ۱۸ / دى / ۱۳۹۷

شیرین اسحاقی

نگاه متفاوت قصه به یک شازده­ی قاجار، شخصیتی را

شیرین اسحاقی

نگاه متفاوت قصه به یک شازده­ی قاجار، شخصیتی را خلق می­کند که تمام پیش­فرض­ها و قضاوت­ها را به چالش می­کشد. شازده­ای که به واسطه­ی خوب بودن یا دست­کم مانند هم­ردیفان خود نبودن، محکوم به نابودی­است و جامعه اجازه ابراز وجود و ماندن به او نمی­دهد.

 

 ارسلان میرزا، شازده­ی قاجار، عاشق فخرالزمان شالچی، دختری از خانواده متمول و سرشناس، می­شود. با وجود مخالفت برادر فخرالزمان و خواهر شازده، این وصلت سرمی­گیرد، چراکه فخرالزمان نیز دل به شازده باخته است. ناصرالدین شاه که به عنوان هدیه ازدواج به شازده وعده مقام و منصب درباری داده، در همان روز عقد ترور می­شود. خواهر شازده که زنی به شدت خرافاتی است، از آن پس دائم بر بدقدم بودن فخرالزمان و نحسی این وصلت تأکید می­کند. اتفاقاتی که از نظر افسرالملوک به بدقدمی فخرالزمان مرتبط است، در واقع در پشت پرده به وسیله­ی جواهر، ندیمه­ی افسرالملوک، طراحی و اجرا می­شود. با پشرفت داستان و ایجاد بحران­هایی در زندگی شازده و فخرالزمان، مشخص می­شود، پای پسرعموی شازده که همان حضرت والا است، در میان بوده و تمام  طرح و توطئه­ها از سوی اوست، چرا که حضرت والا نسبت به شازده و خانواده­ی عمویش کینه­ای عمیق دارد. در این بین رجبعلی، نوکر با وفای شازده، با تهدید و ارعاب حضرت والا، تبدیل به جاسوس عمارت او می­شود و زمانی که دیگر حاضر به همکاری با حضرت والا نیست، کشته می­شود. شاهد این ماجرا، مهرالنساء، دایه­ی فخرالزمان است. شازده در پی انتقام از قاتل رجبعلی، به جبس می­افتد و مجبورش می­کنند که هویت خود را انکار کند و ...

نگاه متفاوت قصه به یک شازده­ی قاجار، شخصیتی را خلق می­کند که تمام پیش­فرض­ها و قضاوت­ها را به چالش می­کشد. شازده­ای که به واسطه­ی خوب بودن یا دست­کم مانند همردیفان خود نبودن، محکوم به نابودی­است و جامعه اجازه بودن و ماندن به او نمی­دهد.

 نویسنده گرچه به دل تاریخ زده و قصه را در دوره قاجار روایت می­کند، اما مشخص است که در صدد روایت داستانی تاریخی نیست، بلکه قصه­ای اجتماعی و عاشقانه را در مقطعی از تاریخ با همه­ی مناسبات آن زمان به تصویر می­کشد. فضای متفاوت سریال که با دنیای مدرن و پرسرعت امروز بسیار فاصله دارد، توانسته برای دقایقی در هر شب، مخاطب را به برهه­ای از زمان نه­چندان دور ببرد؛ زمانی که گویی از آن صدها سال فاصله گرفته­ایم. پرداختن به مجموعه­هایی از این دست که نسبت به سریال­های ­روز و تنگاتنگ با زندگی مردم، فضایی متفاوت را به تصویر می­کشند، باعث ایجاد تنوع بصری در آنتن شده است. همچنین حس نوستالژی و تقریباً از یاد­رفته­ای را در خاطر مردم زنده می­کند و از این منظر به سلیقه­ی طیف دیگری از مخاطبان پاسخ               می­دهد. توجه به این موضوع برای حیات رسانه لازم است. 

در دنیای مدرن امروز که مردم با وجود داشتن جدیدترین ابزار و پوشاک و ...، ناگهان دوباره عاشق ظروف مسی، پارچه­ها و لباس­ها و معماری سنتی می­شوند، سر و دست می­شکنند که در فلان سفره­خانه به دلیل فضای سنتی شام بخورند و عکس­های سلفی بگیرند، پرواضح است که پای حکایت دلتنگی مردم برای گذشته­ها و زندگی آبا و اجدادی­شان در میان است. بدیهی است که قصه­هایی از جنس بانوی عمارت،            می­تواند چشم­اندازی دلنواز را پیش روی  مردم خسته در دنیای پر تنش و بدون مکث امروز باز کند و  لحظاتی خوش را برایشان رقم بزند. بانوی عمارت رسم و رسوماتی را که بیشترشان با گذر زمان فراموش و یا کمرنگ شده­اند، به تصویر می­کشد.

از ویژگی­ها برجسته و مهم این مجموعه­ی تلویزیونی، قصه­گو بودن آن است که موجب سرگرم­کنندگی و جذابیت این درام عاشقانه شده است. قصه­هایی که از دل یکدیگر بیرون می­آیند، از تعلیق و کشمکش نسبتاً خوبی برخوردارند و مخاطب را وادار به گمانه­زنی می­کنند. غیرقابل پیش­بینی بودن اتفاقات و راز­هایی که یکی پس از دیگری و با پیشرفت داستان رمزگشایی می­شوند، بر جذابیت قصه افزوده و مخاطب را با خود همراه کرده است.

با وجود این­که برخی المان­ها مانند رنگ­آ­میزی، فضاسازی و طرح و توطئه­های عمارت، حال و هوای سریالهای ترک و کره­ای را برای مخاطب تداعی می­کند و نیز برخی این مجموعه را با شهرزاد مقایسه           می­کنند، اما نهایتاً با قصه­ای مواجهیم که در عین این شباهت­ها و آشنا بودن، نه این است، نه آن و راه خودش را می­رود. 

نمایش و نقد خرافه و باورهای غلط در جامعه­ی سنتی، یکی از وجوه مثبت دیگر این مجموعه است. باورهایی غلطی که به­رغم گذشت زمان و دگردیسی جامعه از سنتی به مدرن، هنوز در بین گروهی از مردم و حتی در بین مدعیان روشنفکری رواج دارند.

با اذعان به نقاط ضعف این سریال تلویزیونی، از جمله گریم­، نوع گویش و بازی برخی از کاراکترها که سنخیت چندانی با بافت قصه ندارد، اما در مجموع نمی­توان جذب درصد بالایی از مخاطبین را به این اثر انکار کرد و تلاش قابل توجه عوامل این مجموعه را نادیده گرفت.