در خانه خورشید

در خانه خورشید

تاریخ ارسال : ۱۳ / بهمن / ۱۳۹۷

شیرین اسحاقی

معطوف بودن قصه ی سریال بچه مهندس بر این

شیرین اسحاقی

معطوف بودن قصه ی سریال بچه مهندس بر این موضوع که حتی در سخت¬ترین و تاریک¬ترین روزهای زندگی می¬توان با تلاش، سخت¬کوشی و امید، آینده¬ای روشن را برای خود رقم زد، از مهم¬ترین مضامین این قصه¬ی ساده و روان است که می¬تواند پیام امیدبخشی را به مخاطبان خود انتقال دهد.  

این مجموعه¬ی تلویزیونی سعی در به تصویر کشیدن زندگی بچه¬هایی دارد که به دلایل مختلف به دور از کانون مهر و عطوفت خانواده به سر می¬برند. جواد شخصیت اصلی این داستان، در نوزادی توسط مادرش به پرورشگاه سپرده می¬شود. گرچه محیط پرورشگاه با تندخویی و سخت¬گیری¬های خانم جاهد (مدیر پرورشگاه) طاقت فرسا به نظر می¬رسد، اما حمایت¬های مادرانه¬ی یکی از مربیان پرورشگاه (مامان صدیقه) و نیز بابا اسماعیل (آقای سرلک) از جواد، روزنه¬ا¬ی از  امید در زندگی او می¬گشاید. حکایت زندگی چنین بچه¬هایی گرچه تکراری است، اما این بار از زاویه¬ای دیگر به این نوع زندگی نگاه شده است. معطوف بودن قصه به این موضوع که حتی در سخت¬ترین و تاریکترین روزهای زندگی می¬توان با تلاش، سخت¬کوشی و امید، آینده¬ای روشن را برای خود رقم زد، از مهم¬ترین مضامین این قصه¬ی ساده و روان است که می¬تواند پیام امیدبخشی را به مخاطبان خود انتقال دهد.  

داستان بچه¬مهندس صرفاً برای کودکان نیست، بلکه درباره¬ی کودکان است و توانسته نظر مخاطب بزرگسال را نیز جلب کند. کاربرد نکات آموزشی و تربیتی که در روند قصه لحاظ شده، از وجوه مثبت قصه است. گرچه این نکات می¬توانستند با طراحی و هدفمندی بهتری، در قصه تنیده شوند.

در وهله¬ی اول شاید به نظر برسد موضوع زندگی بچه¬های بی¬سرپرست دغدغه¬ی عموم جامعه نیست و طیف اندکی از مخاطبان را در برمی¬گیرد، اما چه تضمینی برای مصون ماندن از چنین وضعیتی در مسیر پرپیچ و خم زندگی و تقدیر، برای تک تک انسان¬ها وجود دارد؟

جواد با همه¬ی سختی¬ها و کاستی¬هایی که در محیط زندگی دارد و در حالی که به دنبال هویت فردی و خانوادگی خود می¬گردد، در این مرحله متوقف نشده و همزمان با  کنجکاوی  و تلاشی که از خود نشان  می¬دهد، راهی به سوی آینده¬ای روشن برای خود رقم می¬زند. معطوف بودن قصه به چنین شخصیتی، در صورتی که بتواند به خوبی به او بپردازد و در نهایت شخصیتی موفق و برجسته را از دل تنهایی، محرومیت¬ و کمبودها بیرون بکشد، می¬تواند الگوی خوبی برای کودکان و نوجوانان امروز ترسیم کند.

 اغلب در مواجهه با چنین قصه¬هایی، به دلیل ماهیت آن، وارد فضایی سرد، تیره و غمگین می¬شویم، اما وجه مثبت سریال بچه¬مهندس نسبت به آثار مشابه در این است که قصه در عین غم¬انگیز بودن، تلطیف و زهر آن گرفته شده است.

پرداختن داستان به عوالم نوجوانی و عشق¬های این دوره که با نگاه بزرگسالانه پوچ و مسخره به نظر می-آیند، قصه¬ی فاز دوم را به گروه سنی نوجوان نزدیک¬تر کرده است. جوادکه از کودکی دلبسته¬ی مومو شده، بعد از رفتن مومو از پرورشگاه، دائم درخیال دیدن اوست و گمان میکند مومو نیز هنوز او را دوست دارد. مواجهه¬ی جواد در نوجوانی با مومو، که در واقع روبه¬رو شدن او با کودکی خود است، مرزی بین دنیای کودکی و دنیای نوجوانی او می¬کشد. این فراز (عشقی) از زندگی نوجوانان، تا کنون در فیلم¬ها و مجموعه¬های تلویزیونی کمتر محوریت داشته و مغفول مانده است. گرچه قصه آنچنان که باید روی این بخش تعمق نکرده و از آن عبور می¬کند، اما می¬توانست در جهت آگاهی دادن در این زمینه بهتر عمل کند.

مهم¬ترین شاخصه¬ی این مجموعه، توجه دادن کودکان و نوجوانان به استعدادها و کنجکاوی¬هایشان است و چنانچه از اسم سریال پیداست، قرار است شخصیت کودکی که در ابتدای قصه معرفی شده، با وجود نبودن در کانون خانواده و دستخوش ناملایمات تقدیر بودن، اما در مسیری حرکت کند که با تکیه بر استعداد و پشتکار خود، نه تنها از بچه¬هایی که زندگی عادی و حتی سطح بالایی دارند، عقب نماند، که از برخی از آنها نیز پیش گرفته و زندگی بهتری برای خود خلق کند.

از وجوه مثبت دیگر این درام اجتماعی، اشاعه¬ی فرهنگ کتابخوانی در بین کودکان و نوجوانان است.

بازی کودکان در نقش¬های جواد، رسول و مومو، یکی از عوامل جذب مخاطب کودک و نوجوان بوده و برای مخاطب بزرگسال نیز دلنشین است.

قصه¬های فرعی که به زندگی بزرگسالان در این مجموعه می¬پردازند، تمرکز داستان را از شخصیت جواد می¬گیرد و قصه را در سه محدده¬ی کودک، نوجوان و بزرگسال به نوسان وامی¬دارد. به اعتقاد نگارنده، اگر قصه به جای سرک کشیدن به موضوعات و ماجراهای گوناگون، بیشتر به دغدغه و مسائل کودکان و نوجوانان می¬پرداخت، موفق¬تر و شاخص¬تر می¬شد.