یک موضوع داغ روز در قاب تلویزیون

یک موضوع داغ روز در قاب تلویزیون

تاریخ ارسال : ۱۳ / بهمن / ۱۳۹۷

مروری بر فاز دوم سریال تلویزیونی «بچه مهندس» که این شب ها از شبکه دو پخش

مروری بر فاز دوم سریال تلویزیونی «بچه مهندس» که این شب ها از شبکه دو پخش می شود 

رکسانا قهقهرایی

فاز اول سریال «بچه مهندس» ماه رمضان امسال از شبکه دو به روی آنتن رفت و هم اینک فاز دوم آن در حال نمایش از تلویزیون است.

 

فضای شلوغ و پرهیاهوی این سریال و تعدد کاراکترها، در کنار فصل بندی آن، شاید از مهم‌ترین نقاط قوت این مجموعه تلویزیونی محسوب می‌شود. با وجود این به نظر می‌رسد همه کاراکترها به جز قهرمان قصه و آنهایی که نقش‌های محوری تری در داستان دارند، فرصت معرفی کامل خود را نمی‌یابند. در واقع بازماندن قصه از شناساندن مطلوب شخصیت‌ها به بیننده، از یک سو و ضعف ساختاری در پیوند درست و دقیق داستانک‌ها به قصه اصلی در مقاطعی از سریال، از سوی دیگر، از نقاط ضعف این سریال است.

معمولاً در سریال‌هایی که در فصل‌ها یا فاز‌های مختلف تولید می‌شوند، حفظ راکوردهای بازی، صحنه و مهم‌تر از همه کلیت داستان، یک ضرورت است که گاهی به‌دلیل مشکلات اجرایی، محدودیت‌های بودجه، تولید و همچنین عدم تدوین و تنظیم قراردادهای بلند مدت با عوامل و بازیگران، این ضرورت نادیده انگاشته می‌شود. به نظر می‌رسد این معضل گریبانگیر «بچه مهندس» در فاز دوم خود شده باشد؛ چراکه برخی از بازیگران اصلی حاضر در فاز یک، دیگر در فاز دوم قصه حضور ندارند و همین ماجرا می‌تواند از میزان جذابیت اثر نزد مخاطب بکاهد.

با وجود این علی غفاری که پیش از این کارگردانی فیلم‌های «ابوزینب» و «استرداد» را در سینما از او شاهد بوده ایم، در این اثر درام تلاش کرده تا نگاه سینمایی‌اش را هم به تلویزیون وارد کند؛ این مسأله را می‌توان از منظر قاب‌ها و بازی گرفتن‌ها (بویژه از قشر کودک و نوجوان) به عینه دید. همچنین همکاری او با سعید سعدی(تهیه‌کننده‌ای که بیشتر سینمایی است) احتمالاً توانسته به ایده‌های کارگردان این مجموعه صورت اجرایی تری ببخشد. به نظر می‌رسد، سجاد ابوالحسنی، نویسنده‌ای که همکاری‌های متعددی چون «تنگنا»، «پنج کیلومتر تا بهشت»، «خداحافظ بچه» و...را با تلویزیون داشته، نیازها و ذائقه مخاطب را به خوبی می‌شناسد و آنها را در متن‌هایش به کار می‌بندد.

همچنین قهرمان پروری یک کودک در فصل اول و نوجوانی‌اش در فاز دوم در قصه‌ای که بر قواعد کلاسیک مبتنی است، به‌خودی خود امتیاز «بچه مهندس» محسوب می‌شود. چراکه آسیب‌های اجتماعی پیرامون قشر کودک و نوجوان، کودک آزاری‌ها و خبرهای تکاندهنده یکی دو سال اخیر، شکل‌گیری کمپین‌ها و گروه‌های مبارزه با خشونت علیه بچه‌ها، همه و همه بر اهمیت پرداختن بیشتر به این گروه سنی صحه می‌گذارد و «بچه مهندس» نیز از این ماجرا غافل نمانده است. اگرچه هدف آن لزوماً و صرفاً پرداختن به معضلات و آسیب‌های این قشر نیست و در کنار آن مفاهیم خانواده و نقش آن در تربیت، مناسبات فردی و اجتماعی، ماجراهای یک پرورشگاه و نقش‌های سازمانی و صنفی، دلبستگی‌ها و ستیزهای پی در پی افراد با خود و دیگری و محیط و جامعه، همه و همه از بسترهای موضوعی هستند که در داستان بچه مهندس طرح شده یا بسط می‌یابند. همچنین باید به این نکته نیز اشاره کرد که «بچه مهندس» اگرچه بر نقش‌های کودکانه و نوجوانانه تأکید می‌ورزد و برای‌شان قصه می‌سازد، اما از مخاطب بزرگسال خود نیز غافل نمی‌ماند و عمدتاً با طرح خرده داستان‌ها در پیرنگ اصلی، مخاطب را تشویق به‌دنبال کردن داستان می‌کند.