نماد سینمای مردانه

نماد سینمای مردانه

تاریخ ارسال : ۰۶ / خرداد / ۱۳۹۸

 

 

از همان دوره به موسیقی هم علاقه‌مند بود و چند ساز مانند پیانو و گیتار را

 

 

از همان دوره به موسیقی هم علاقه‌مند بود و چند ساز مانند پیانو و گیتار را در حد غیرحرفه‌ای می‌نوازد اما بیشترین کشش و علاقه او به سینما بود.

او امروز یکی از نام آور ترین و سرشناس ترین چهره های سینمای ایران است و جالب اینکه در زمینه کارگردانی تحصیلات آکادمیک ندارد. تمام آموخته‌های تکنیکی و فنی او از سینما به حضور در گروه دستیاران فیلم"قهرمانان"به کارگردانی ژان نگولسکو و دستیاری ساموئل خاچیکیان در فیلم"خداحافظ تهران"محدود می‌شود.
کیمیایی فعالیت سینمایی خود را در سال ۱۳۴۵ با دستیاری مرحوم ساموئل خاچیکیان در فیلم"خداحافظ تهران" آغاز می‌کند.این کارگردان اولین فیلم خود را با عنوان"بیگانه بیا"در سال ١٣۴٧ و با موضوع جوان هوس‌باز و دختر فریب خورده در خانواده‌ای مرفه می‌سازد.این اثر ساختار مستحکمی ندارد و اقبال چندانی نیز در گیشه پیدا نمی‌کند.اما کیمیایی با"قیصر"متولد می شود.او در سال 1348 با ساخت این فیلم،دنیایی جدید را در سینمای ایران می سازد،دنیایی که هنوز بسیاری از مردم به دنبال آن هستند و البته خود کیمیایی نیز هنوز از فضای آن خارج نشده است.
قیصر که بر اساس فیلم وسترن"نوادا اسمیت"(کارگردان:هنری هاتاوی)ساخته می‌شود،گرچه در نمایش اول خود در میان عامه مردم مورد پسند واقع نمی‌شود،اما در اکران دوم رکورد فروش را می‌شکند.
آن زمان"قیصر"به یک سمبل و داستان آن هم به یک ژانر(انتقام شخصی)تبدیل می شود.این اتفاق در دنیای سینمای آن روز کمتر رخ داده بود و به همین دلیل تحولی عظیم در سینمای ایران محسوب می شود.
کیمیایی با استفاده از همان فرمول‌های آشنای فیلمفارسی،فیلمی غیرعادی می‌سازد که هم مخاطب را جذب می‌کند و هم به منتقدان نوید یک سینمای نوین را می‌دهد.قهرمان فیلم-بهروز وثوقی-به مردم معرفی می‌شود،شخصیت او ریشه در تاریخ و جغرافیای ایران دارد و مبلغ نوعی انتقام فردی است که به مذاق ایرانیان ناموس پرست آن سال‌ها  بسیار خوش می آید.
سال ١٣۴٨ دو فیلم "گاو"داریوش مهرجویی و"قیصر"مسعود کیمیایی همزمان اکران شد که از نگاه مورخین،نقطه عطفی در تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود.
هر دو فیلم در نوع خود در فضاهایی متفاوت،موج نوی سینمای ایران را  شکل می‌دهند. کیمیایی در فیلم‌های بعدی اش مانند"رضا موتوری"و"داش‌آکل"باز هم نوعی عصیان فردی در برابر ارزش های اجتماعی را تکرار کرد،رویکردی که علیرغم تبلیغ خصلت‌های انسانی و جوانمردی،از دیدگاه بسیاری به مسیر دیگری افتاده و مبلغ قانون‌ستیزی و ضدارزش‌ها می‌شود.
اما باز هم این فیلم ها فضایی جدید را در سینمای آن روزها تصویر می کرد،سینمایی که درگیر نوعی روابط و ماجراهای سخیف شده بود و تا حدودی داشت به آلودگی تصویری دچار می شد.
کیمیایی در فیلم"بلوچ"به استفاده از روابط پرده درانه محکوم شد و سال بعد با بهره‌برداری از جایگاه ادبی کتاب"آوسنه بابا سبحان"از محمود دولت‌آبادی،دست به ساختن"خاک"می‌زند.
پس از آن نوبت به"گوزن‌ها"می رسد که به عقیده بسیاری،سیاسی‌ترین فیلم کیمیایی است.این فیلم در سال ۱۳۵۴ ساخته می‌شود و دو تیپ مختلف از قهرمان را در کنار هم قرار می‌دهد که در نهایت مکمل شخصیت هم می‌شوند.
می توان گفت که این فیلم و البته"قیصر"مهمترین آثار کیمیایی پیش از انقلاب هستند.فیلم"غزل"اقتباسی از کتاب  نویسنده‌ معتبر،خورخه لوئیس بورخس است و شاید متفاوت ترین و عجیب‌ترین فیلم او باشد.
پس از آن"سفر سنگ"را می‌سازد که به‌ نوعی جنبه‌ای پیشگویانه درباره انقلاب ایران به خود می‌گیرد.
پس از انقلاب و در سال ۱۳۶۱ فیلم"خط قرمز"را با بازی سعید راد کارگردانی می‌کند.این فیلم توقیف می‌شود و به جز یک بار نمایش در جشنواره فجر،دیگر هرگز نمایش داده نمی‌شود.
اهالی سینما منسجم‌ترین ساخته‌ بعد از انقلاب کیمیایی را"دندان مار"(۱۳۶۸)می‌دانند که برای دریافت جایزه خرس طلایی برلین نامزد می‌شود و جایزه ویژه همان جشنواره را دریافت می‌کند.
پس از آن کیمیایی  چهره‌های جوان را وارد کارهایش می کند و این کار  او را به‌عنوان تصویرگر زندگی جوانان دهه‌ هفتاد معرفی می‌کند.
با فیلم"سلطان"پسرش،پولاد کیمیایی را به عنوان بازیگر به سینما معرفی می‌کند که از آن پس پسرش پای ثابت فیلم های او می شود.
کیمیایی فیلمنامه‌ تمامی آثارش را خودش نوشته و همچنین تدوین و طراحی صحنه و لباس تعدادی از فیلم هایش،مانند"گروهبان"،"رد پای گرگ"،"مرسدس"و"فریاد"را نیز خود به عهده داشته‌است.
این کارگردان با ساخت آثار درخشان پیش از انقلاب و تحول در سینمای ایران،نامی شناخته شده و تاثیرگذار در سینما شده بود.
او پس از انقلاب با ساخت فیلم هایی چون"تجارت"،"ضیافت"،"اعتراض"و"سربازهای جمعه"ناگهان به ورطه تکرار افتاد و کم کم آثارش زمینه های مشابهی یافتند و همواره مخاطبان را به دنیای"قیصر"می برد.
شکی نیست که در فضای سینمای این زمان دوباره"قیصر"سازی نمی تواند جوابگو باشد،اما کیمیایی ژانر خود را ثابت نگه داشت و برایش تغییر فضا معنایی نداشت.
پس از"حکم"،"رئیس"و"محاکمه در خیابان"،فیلم"جرم"در سال ۱۳۸۹ برای کیمیایی اولین جایزه سینمایی از جشنواره فیلم فجر را به ارمغان آورد.
او در مراسم افتتاحیه و اختتامیه با سخنانی کنایه‌آمیز از اینکه پس از ۳۰ سال به یادش افتاده‌اند،گلایه کرد و در مراسم اختتامیه در حالی که با پسرش برای دریافت جایزه‌ بهترین فیلم به روی صحنه رفته بود،تأکید کرد که فیلمسازی مستقل است و به جایی وابسته نیست.
موضوع اصلی اغلب فیلم‌های کیمیایی،باورها و ارزش‌هایی است که یا از بین رفته و یا کمرنگ شده‌اند.این ارزش ها در زمان ساخت"رضا موتوری"و"قیصر"بسیار مورد توجه بودند.
کیمیایی از جوانمردی،غیرت و رفاقت تا سر حد مرگ قصه می‌گوید و قهرمانانش با این ویژگی ها و در بستر جامعه امروزی درگیر یک سری مسائل می شوند.این ارزش‌ها شاید هنوز برای  مردم عامه‌پسند دوست داشتنی باشد ولی با زندگی مدرن تناقض دارد.اینگونه داد ستاندن ها که  گاهی به قیمت گذشت از هنجارها می‌باشد،موضوع مهمترین چالش منتقدان کیمیایی را تشکیل می‌دهد.بعضی از آن ها بر این باورند که این روایتگری چیزی جز پافشاری لجوجانه‌ کیمیایی بر پنداری غلط نیست.
کیمیایی در خلق شخصیت های اسطوره‌وار تبحر خاصی  دارد.قهرمان های او در قلب اجتماع مبارزه می‌کنند و از بین می‌روند،تا جهانی را مطابق خواسته‌ خود بسازند و در این راه است که تبدیل به یک اسطوره می‌شوند.
شاخص ترین توانایی کیمیایی در فیلمنامه‌هایش،دیالوگ‌ها و مونولوگ‌های خاص اوست. کیمیایی زبان عامیانه،کوچه و بازار را به خوبی می‌شناسد و بسیار بجا و ماندنی از آن ها استفاده می کند.
او و علی حاتمی،خالق بخش عمده‌ای از مشهورترین دیالوگ‌های تاریخ سینمای ایران هستند،البته نوع این ماندگاری و فضای دیالوگ ها بسیار متفاوت است.مثلا صحبت های ناصر ملک مطیعی در فیلم"قیصر"و قریبیان و وثوقی در فیلم"گوزن‌ها"،یا دیالوگ های جاودانه بهروز وثوقی در"داش آکل"وقتی از عشق اش به خاطر لوطیگری و مردانگی می گذرد،نمونه دیگری از این نوشته هاست.
یکی دیگر از توانایی‌های بالای کیمیایی بازی گرفتن از بازیگران است.به همین دلیل بسیاری از بازیگران،بهترین بازی خود را در فیلم‌های او ایفا کرده‌اند.امین تارخ بازیگر برجسته ایران،دراین باره  گفته‌است:"بازیگران برنده اصلی فیلم‌های کیمیایی اند".تعداد زیادی از بازیگران برجسته‌
سینمای ایران را کیمیایی معرفی  و مطرح کرده‌است؛فرامرز قریبیان،بهمن مفید،سعید کنگرانی،هدیه تهرانی،فریماه فرجامی،محمدرضا فروتن،فرامرز صدیقی،احمد نجفی،میترا حجار و... .کارگردانان مطرحی همانند امیر نادری،تهمینه میلانی،سامان مقدم و... نیز کار خود را ابتدا با سینمای کیمیایی شروع کرده‌اند.
همچنین چهره‌هایی چون عباس کیارستمی،جعفر پناهی و اصغر فرهادی و... نیز سابقه همکاری با کیمیایی را دارند.کیمیایی پیش از انقلاب به عنوان یک فیلمساز مردمی و گاهی سیاسی شناخته شد.با اینکه  او پس از انقلاب هم سعی در نشان دادن مشکلات سیاسی-اجتماعی ایران داشت اما هیچگاه به موفقیت پیش از انقلاب خود دست نیافت.
ولی در تمام این سال ها،از جنجال موج نو در سینما با فیلم"قیصر"،سر و صدای فیلم"گوزن‌ها"که حتی در نوع خوانش آن نیز شک و تردید بود و آتش گرفتن سینما رکس آبادان گرفته تا توقیف فیلم"خط قرمز"و...کیمیایی همواره موضوع بحث بوده‌است،به ویژه پس از انقلاب که انتقاد از فیلم‌هایش به خاطر تکراری شدن،شدت گرفت.
البته کیمیایی معتقد است منتقدان به جای فیلم‌هایش خود او را نقد می‌کنند و مشکل اصلی آن ها با زندگی شخصی اوست.
روزنامه کیهان در سال ۱۳۵۴ گفت‌وگویی با مسعود کیمیایی منتشر می‌کند.او در این مصاحبه که در سایت پارس توریسم پس از سال ها منتشر شده می‌گوید:"شغل من فیلمسازی نیست بلکه من گاهی مشغول فیلم ساختن می‌شوم.زیرا سینما کوچک‌ تر و بی حیاتر از آن‌ است که همه‌ زندگی من باشد.اصولا هنر کوچکتر از آن است که همه‌ زندگی آدم باشد.این حرف را به حساب روشفکربازی نگذارید،چون من روشنفکر نیستم،فقط یک انسانم.این را به قشنگ‌ترین چیزهای زندگی ام و به خون بچه‌ام قسم می‌خورم که من روشنفکر نیستم!"
با این وجود کیمیایی هنوز در میان مردم و بخصوص جوانان طرفداران زیادی دارد،شکی نیست که او بنیانگذار بخشی از سینمای ایران است که شاید تنها خود او می توانست از پس ساخت آن بربیاید ولی این گونه تکرار یک فضای لوطی گری،آن هم برای کارگردانی که وقتی امضایش پای اثری باشد،ناخودآگاه پرفروش می شود،روش درستی نیست.
او می تواند هنوز هم بهترین دیالوگ ها را خلق کند و بهترین بازیگران را در فیلم هایش بازی دهد اما باید از فضای غیرتی و لات مآبانه"قیصر"کمی فاصله بگیرد و اگر به دنبال تولد داش آکلی جدید است،باید آن را با دنیای امروز بسازد نه اینکه همان حال و هوای"قیصر"و"داش آکل"و"گوزن ها"را با وسایل و نگاهی مدرن تحویل سینما دهد.
نام آثار کیمیایی از ابتدا تا امروز:
"بیگانه بیا"(۱۳۴۷)،"قیصر"(۱۳۴۸)،"رضا موتوری"(۱۳۴۹)،"داش‌آکل"(۱۳۵۰)،"بلوچ"(۱۳۵۱)،"خاک"(۱۳۵۲)،"گوزن‌ها"(۱۳۵۴)،"پسر شرقی"(کوتاه،۱۳۵۴)،"غزل"(۱۳۵۵)،"اسب"(کوتاه،۱۳۵۵)،"سفر سنگ"(۱۳۵۶)،"خط قرمز"(۱۳۶۱)،"تیغ و ابریشم"(۱۳۶۴)،"سرب"(۱۳۶۷)،"دندان مار"(۱۳۶۸)،"گروهبان"(۱۳۶۹)،"ردپای گرگ"(1371-1370)"تجارت"(۱۳۷۳)،"ضیافت"(۱۳۷۴)،"سلطان"(۱۳۷۵)،"مرسدس"(۱۳۷۶)،"فریاد"(۱۳۷۷)،"اعتراض"(۱۳۷۸)،"سربازهای جمعه"(۱۳۸۲)،"حکم"(۱۳۸۳)،"رئیس"(۱۳۸۵)،"محاکمه در خیابان"(۱۳۸۷)،"جرم"(۱۳۸۹).
او علاوه بر این دو بار نیز دستی به قلم برد و به جای فیلمنامه،رمان و شعر نوشت."جسدهای شیشه‌ای"،رمانی که در سال 80 منتشر شد و"زخم عقل"،نام دفتر شعری است که در سال 82 منتشر کرد.
جشنواره ها و جوایزی که او تا امروز برای سینمای ایران کسب کرده است:

-نامزد جایزه‌ خرس طلایی جشنواره فیلم برلین برای فیلم دندان مار(۱۹۹۱)
-نامزد جایزه‌ شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز برای فیلم گروهبان(۱۹۹۲)
-برنده‌ جایزه‌ تقدیر ویژه جشنواره فیلم برلین برای فیلم دندان مار(۱۹۹۱)
برنده‌ی جایزه‌ی سیمرغ بلورین بهترین فیلم در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم جرم (۱۳۸۹)

 

انتشار مطالب بدون ذکر منبع پيگرد قانوني دارد